روزنامه ایران:
27/4/90
مديريت كهنسالي آشتي با اوقات فراغت
تا وقتي كه ثانيههاي زندگي براي ما در حركت هستند، هر انساني ميتواند پويايي خود را بيشتر از روز قبل به آزمون بگذارد. ميتواند ز گهواره تا گور دانش جستن را به مرحله اجرا درآورد. اين رشد نه تنها لذت آگاهي بيشتر را به همراه دارد كه باعث ميشود هميشه ذهني جوان، شاد و به دور از خستگي روح داشته باشيم. از همه مهمتر اين روحيه شاد كه پاداش پويا نگه داشتن خود است حلقهاي زيبا از عزيزانمان را اطراف ما جمع نگه خواهد داشت، حلقهاي كه با نگاههايي پر احترام به تجربيات ما مينگرد و لبخند زيبا را چون هديهاي در آغوش ميگيرند، لبخندي كه از رضايت به خود نشأت گرفته است به شرط اينكه تصور نكنند مرزي براي رشد اطلاعات وجود دارد.
در اين صورت سالمندي آغاز بيرمقي و بيحوصلگي و طرد شدن نخواهد بود بلكه سرآغاز فصل جديدي از زندگي است كه زيباتر از هر فصل ديگر خواهد بود.
كنارهگيري از جامعه
خوشبختي حق طبيعي هر انساني است كه با سن و سال ارتباطي نداشته و همواره باعث ايجاد احساس رضايتمندي ميشود اما سالمندان نيز از اين قاعده مستثني نبوده و همواره نيازمند شادي، شكوفايي و كارآمد بودن هستند. اين در حالي است كه حفظ پويايي و برقراري ارتباط با محيط پيرامون با افزايش سن ناديده گرفته ميشود تا جايي كه سالمندان را روز به روز از اجتماع دور ميكند، بنابراين توجه به تغييرات روانشناختي اين دوره از زندگي ضرورت پيدا ميكند. همه انسانها در دوران جواني خود مهارتهايي را كسب ميكنند تا بهواسطه آن، زندگيشان را مديريت كنند اما با ورود به دهه ششم و هفتم زندگي، به تدريج از محيط فاصله گرفته و كاركردهاي نظارتي خود را در خانواده يا اجتماع از دست ميدهند. دكتر فريبا درخشاننيا، مددكار اجتماعي، اين عقبنشيني از سوي سالمندان را تحميل شده از سوي جامعه ندانسته و با تغييرات دروني آنها مرتبط ميداند. وي معتقد است، بسياري از افراد پيري را فرآيندي منفي ميپندارند، در حالي كه با رعايت برخي موارد، اين دوران قابليت تبديل شدن به يكي از پوياترين مراحل زندگي را دارد.
اگرچه جامعه، دوست و خانواده نقش بسيار مهمي در تشكيل و حفظ شبكههاي حمايتي و اجتماعي فرد در دوران كهنسالي را دارد و موجب پذيرش و انسجام اجتماعي فرد سالمند ميشود اما عملكرد و ذهنيت افراد سهم بيشتري در كاركردهاي آنان در اين دوران دارد، بهگونهاي كه چنانچه افراد سالمند، همچنان مهارتهاي خود را به روز نگه داشته و همواره در تعامل و برقراري ارتباط با محيط پيرامون خود باشند، با اطمينان ميتوان گفت از زندگي لذت بيشتري خواهند برد و رضايت دروني مضاعفي از چهره آنان پديدار خواهد شد.
حفظ ارتباط با محيط
افراد سالمند بيش از ديگران به برقراري ارتباط مؤثر و مثبت نيازمند هستند. آنها به واسطه ارتباط با واقعيات، خانواده و آشنايان، فشارهاي ناشي از اين دوران را سادهتر تحمل كرده و سازگاري بيشتري با اين مرحله از زندگي خود پيدا ميكنند.
دكتر مهدي زارع بهرام آبادي، روانشناس در اين باره معتقد است: انسان موجودي پويا است و ذهن او نيز تا هنگامي فعال باقي ميماند كه اطلاعات درون آن همواره در حال تحصيل و پردازش باشد، بنابراين به لحاظ روانشناختي، انسان هنگامي پير ميشودكه دريچه ذهنش در برابر محركهاي محيطي و اطلاعات بسته شود. اين بدان معني است كه هرچه ذهن انسان از محيط دورتر شود به همان ميزان بيشتر در فرايند پيري قرار گرفته است.
به گفته دكتر زارع، سالمندان بايد همواره مهارتهاي خود را مانند گذشته پرورش دهند و اطلاعات جديد را بياموزند زيرا ذهن براي پوياماندن نيازمند كسب دانش و اطلاعات است حال اگر فرد مسني كار با كامپيوتر و تكنولوژي و ارتباط با دنياي امروز و جديد را از دست دهد در واقع براساس همان اطلاعات قبلي دريافتي خود به زندگي ادامه داده و به دليل آن كه محيط اطراف دائماً در حال تحول است، ارتباط يكطرفه او به تدريج روابطش را تضعيف كرده او را به انزوا مي كشاند بنابراين سالمندي كه نتوانسته مهارتهاي روز دنيا را كسب و با محيط بيرون ارتباط برقرار كند با رسيدن به سنين سالمندي بيشتر احساس ازكارافتادگي ميكند.
اين در حالي است كه همواره در جامعه شاهد سالمنداني هستيم كه همچنان كارايي خود را حفظ كردهاند. به عنوان مثال ميتوان به اساتيد سالمندي اشاره كرد كه در دانشگاه هنوز در حال تدريس بوده و نهتنها از كارافتاده محسوب نميشوند بلكه سخنان و نظرات آنها به طور جدي موردتوجه و تعمق از سوي دانشجويان و جامعه قرار گرفته است.
به گفته دكتر زارع، اين دو گروه اگرچه داراي شباهتهاي سني هستند اما تفاوتهاي محسوسي بين آنها ديده ميشود. ارتباط دائمي ذهن با محيط نهتنها بر پويايي انديشه مؤثر است بلكه بر جسم نيز اثر گذاشته و موجب تأخير در فرتوتي و ابتلا به بيماريها ميشود.
تقويت هوش متبلور
از نظر علم روانشناختي، هوش كلي انسان به دو شكل هوش سيال و متبلور وجود دارد. به گفته دكتر زارع، هوش سيال ارثي و وابسته به مغز و ژنتيك انسان بوده و با فرآيند پير شدن ساختار مغز، معضلات و ژنتيك تحليل ميرود در حالي كه هوش متبلور در افراد مختلف، متفاوت بوده و با پويايي هرچه بيشتر مغز، ظرفيت بيشتري پيدا ميكند. بنابراين چنانچه سالمندان در سنين سالمندي، نگرش مثبتي به زندگي داشته و بهطور مستمر در جريان آموزش قرار گيرند و به طور پيوسته با محيط مرتبط باشند. علي رغم تحليل هوش سيال، از ميزان هوش متبلور بالايي بهرهمند خواهند بود. اين در حالي است كه تعامل فعال با محيط و در حاشيه قرار نگرفتن سالمندان، اين افراد را در زندگي مؤثر و مفيد نشان خواهد داد و شادي آنان را ميافزايد.
دكتر درخشان نيا در اين رابطه ميافزايد: سالمندان بايد همواره با تحريك مغز خود از طريق انجام تمرينها و فعاليتهاي ذهني، حافظهشان را به چالش بكشند. اين تمرينها از طريق حل جدول كلمات، شركت در جلسات گفتوگو با دوستان و افراد خانواده، شركت در فرهنگسراها، مساجد، فراگيري مهارتهاي جديد و مسافرت امكانپذير است.
افراد سالمند نه تنها توانايي انجام حركات ورزشي را دارند بلكه تمرينات نرمشي براي حفظ اعتماد به نفس، استقلال، عملكرد مطلوب ذهني و كاهش ابتلا به عوارض جسماني ضروري است. اين در حالي است كه مشاركتهاي گروهي از بهترين تجربههاي هر فرد در طول زندگي اوست. تقويت روحيه، اميد به زندگي، مورد مشورت قرار گرفتن و ارائه تجربهها مهمترين پيامدهاي فعاليتهاي گروهي است كه پس از قرار گرفتن سالمند در اجتماعات و انجمنها به وجود ميآيد.
از آنجا كه اغلب سالمندان در اين دوران درونگرايي و كنارهگيري از اجتماع را ترجيح ميدهند بيشتر در معرض تنهايي و افسردگي قرار ميگيرند بنابراين ارتباط مكتوب و براي اشخاص برونگرا ارتباط شفاهي راهي براي بيان احساسات و تداوم تماسهاي اجتماعي است.
به گفته دكتر زارع، سالمندان نبايد از ارتباط با دنياي مدرن هراس داشته باشند يا خجالتزده شوند. آنها ميتوانند با شركت در كلاسها و گذراندن دورههاي آموزشي مورد علاقه كه از نظر حجم مطالب و زمان از سطح مناسبي برخوردار باشد، مهارتهاي لازم را دريافت كنند. در حال حاضر اينترنت، دنياي اطلاعات را به خانه ميآورد بنابراين فراگيري چنين مهارتي، علاوه بر پر كردن اوقات فراغت، جامعهپذيري، افزايش انگيزش ذهني و اطلاعرساني را به دنبال دارد.
http://www.iran-newspaper.com/1390/4/27/Iran/4841/Page/12/Index.htm
مديريت كهنسالي آشتي با اوقات فراغت